حضرت محمد (ص) : خواب روزه دار عبادت است و سکوت وی تسبیح است و عملش مضاعف است ، و دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده.
مبارزه با خواهش هاى نفسانى  
مقالات اخلاق ارزش ها مبارزه با خواهش هاى نفسانى

استاد محمدتقى مصباح  یزدی

مبارزه با خواهش هاى نفسانى :

انسان براى دست يابى به اهداف مادى و معنوى خود، به اسباب و وسايلى نياز دارد. اين اسباب و وسايل دو گونه اند : يــا ايـجــابــى و ثـبوتى مى باشند و يا سلبى و عدمى. بديهى است در بيش تر اوقات براى نيل به مقصود، انجام برخى از كارها ضرورى است. براى مثال ، انسان گرسنه اى كه مى خواهد خود را سير كند، بايد اسباب و وسايل غذاخوردن را مهيا سازد و يا شخص جاهلى كه مى خواهد عالم شود ، بايد مقدمات درس خواندن را فراهم آورد. اما به ندرت اتفاق مى افتد كه ما انسان ها براى رسيدن به هدفى ، خود را مجبور به ترك فعلى نماييم. به عبارت ديگر ، اسباب سلبى و شرايط عدمى در مقايسه با امور ايجابى و ثبوتى ، در نزد ما از اهميت كم ترى براى رسيدن به هدف برخوردارند. مثلاً، براى دست يابى به كمالات معنوى ، بيش تر به واجبات و مستحبات مبادرت مى كنيم تا تركِ مكروهات و محرمات.

در بين اديان و مذاهب و گرايش هاى مختلفى هم كه در دنيا وجود دارد ، نحله هايى كه اهداف غير مادى ارائه مى دهند ، برنامه هايى را براى رسيدن به كمالات معنوى پيشنهاد مى كنند. مثلاً برخى از بودايى ها و جوكى ها كه عنوان عارف يا صوفى را بر خود اطلاق مى كنند ، بــــراى رسيدن به كمالات معنوى ، رياضت هاى سختى را متحمل مى شوند ، اما از اسباب سلبى غافل اند. براى دست يابى به اهداف ، فـقط انجام دادن برخى از كارها كافى نيست ، بلكه بايد بسيارى از كارها را نيز ترك كرد.
براى مثال ، معالجه بسيارى از بيمارى ها با پرهيز كردن و خوددارى از خوردن بعضى خوراكى ها تحقق مى يابد ـ شيوه اى كـــه بيش تر اطباى قديمى روى آن تأكيد مى ورزيدند ـ و در برخى از موارد نيز لازم است كه دارو هاى خاصى مصرف شود ، همچون توصيه اى كـــه معمولاً پزشكان امروزى به بيماران خود مى نمايند. در امور معنوى هم اين مطلب صدق مى كند. مثلاً در همين جامعه اسلامى ما ، افراد متدين بيش تر بــــــه اسباب ايجابى ، مانند خواندن چندين ركعت نماز در روز ، ختم قرآن ، ادعيه گوناگون و ... توجه مى كنند و از برنامه هاى سلبى بـــراى رسيدن به اهداف معنوى غافل اند.

اگر انسان روز و شب هم عبادت كند ، اما در كنارش مرتكب معصيت شود ، مثل اين مى مــانــد كه داخل كيسه سوراخى پول بريزد ؛ يـعــنـــى زحمت مى كشد و پول به دست مى آورد ، اما هنگامى كه به آن ها نياز دارد ، متوجه مى شود كه پولى داخل كيسه نيست.
كارهايى كه در شرع به عنوان واجب تعيين شده ، بايد انجام داد و كارهاى حرام را بايد ترك كرد. البته كــســانــى كـــــه هـمـتشان بلند است و مى خواهند به مقامات عالى ترى برسند ، نبايد به اين حد واجب و حرام اكتفا كنند ؛ در كنار واجبات بايد مستحبات را انجام دهند و در كــنــــار ترك حرام ، از مكروهات هم اجتناب ورزند. انسان اگر مى خواهد به كمالات معنوى و مقامات عالى برسد ، بايد بــا خواهش هاى نفسانى خود مبارزه كند ؛ يعنى به دنبال هوس ها و تمايلات حيوانى و شيطانى نرود. البته افراط در اين زمينه نيز درست نيست. برخى تصور مــى كـنند راه رسيدن به خدا ، فقط مخالفت با نفس است ؛ يعنى به عوامل ايجابى خيلى توجه نمى كنند، همواره به اين فكر هستند كه ببينند دلشان چه چيزى مى خواهد تا آن را سركوب نمايند. تمام توجه آن ها به اين است كه با خودشان بجنگند. البته اين حالت فى الجمله صحيح است و كلام عيسى بن مريم (ع) نيز ناظر به اين مطلب است ، اما بايد توجه داشت كه همه اين ها در حد اعتدال خوب است ، انسان نبايد با فشار زياد بر نفس و رياضت شديد ، موجبات امراض بدنى و ناراحتى هاى عصبى و روانى خود را فراهم آورد و از آن طرف، از تكاليف واجب خود نيز باز بماند.

حضرت عيسى (ع) به شاگردان و پيروان خود كه براى كسب مقامات معنوى و كمالات روحى نزد ايشان آمده بودند مى فرمايد :
بسيار جدى به شما مى گويم! به اين خواسته نمى رسيد مگر با رها كردن چيزهايى كه ميل و شهوتتان به دنبال آن هاست؛ «بحق اقول لكم انكم لاتصيبون ما تريدون الابترك ما تشتهون»

صبر در برابر مشكلات :

انسان به هر حال در زندگى با مسائلى مواجه مى شود كه مطابق ميل او نيست و سعى مى كند آن ها را برطرف كند. حتى گاهى انسان بر اساس وظيفه شرعى خود موظف است با برخى از امور ناخوشايند زندگى مبارزه نمايد ؛ مثلاً بايد مرض و بيمارى را از خـــود دور كند و در صدد معالجه آن برآيد. نكته مهم در اين است كه انسان بايد با سعه صدر مشكلات و گرفتارى هاى زندگى را پشت سر بگذارد و بــه دور از جزع و فزع و بى تابى با آن ها برخورد كند. حضرت عيسى (ع) در ادامه توصيه خود مى فرمايد : اگر مى خواهيد به مقامات عالى برسيد بــايــد نسبت به امور مكروه و ناخوشايند كه برايتان پيش مى آيد بردبار و صبور باشيد؛ «و لاتنالون ما تأملون الا بالصبر على ما تكرهون.»

انسان ممكن است در زندگى با مشكلات و سختى هاى كوچك و بزرگى روبه رو شود ؛ از يك سرماخوردگى جزيى گرفته تــا يـك بـيمارى صعب العلاج ، از زندگى با همسرى بداخلاق و تندخو گرفته تا داشتن فرزندى معلول و ... همه و همه ناراحتى ها و رنج هايى است كــــه خواه ناخواه برخى از آن ها در زندگى انسان رخ مى نماياند. حالات اشخاص در مقابل اين مشكلات متفاوت است. كسانى كــــه جـز رضاى خدا چيز ديگرى نمى خواهند ، به وظيفه خود عمل مى كنند و با صبر و شكيبايى سختى ها را تحمل مى نمايند. داستان معروفى در اين زمينه وجود دارد كــه در اين جا بدون توجه به صحت و سقم جزئيات آن و صرفاً به دليل نكته آموزنده اى كه دارد، آن را نقل مى كنيم.

مى گويند در منطقه خرقان ، عارف زنده دلى به نام شيخ ابوالحسن خرقانى مى زيسته كه آوازه شهرتش تا دوردست ها پيچيده بود.
يك روز شخصى طالب حقيقت از شهرى دور به قصد ملاقات شيخ عازم خرقان مى شود تا پندى بگيرد و از كرامات او بهره اى ببرد. وى با زحمت فراوان خود را به محل سكونت شيخ مى رساند و منزل او را پيدا مى كند. هنگامى كه در خانه را مى زنــــد ، هـمـسر شــيــخ ابوالحسن بيرون مى آيد و خواسته مرد ناشناس را مى پرسد. مرد با احترام پاسخ مى دهد : مى خواهم شيخ را زيارت كنم ، زن بـــا شنيدن اين سخن شروع به فحاشى كردن مى كند و نسبت به آن شخص و شوهر خود كلمات زشتى را بر زبان جارى مى سازد.
پس از پافشارى فراوان مرد مبنى بر لزوم ملاقات با شيخ ، زن مى گويد كه همسرش براى جمع آورى هيزم به بيابان رفته است ، مـرد از همان مسيرى كه همسر شيخ گفته بود راهى بيابان مى شود. از دور فردى را مى بيند كه سوار بر حيوانى است و بـــار هــيــزمى را نيز با خود دارد. مطمئن مى شود كه آن شخص شيخ ابوالحسن خرقانى است ؛ از اين كه مطلوبش را يافته بود ، شادمان مى گردد. كمى كه جـلوتـــر مى رود متوجه مى شود شيخ سوار بر شير درنده اى است. وحشت زده خود را به شيخ مى رساند و از او مى پرسد : آيــا تو شيخ ابوالحسن خرقانى هستى ؟ او در پاسخ مى گويد : آرى.
آن شخص پيش از مطرح كردن خواسته خود ، از رفتار ناشايستى كه همسر او با وى داشته است سخن به ميان مــى آورد و خـطاب بــه شيخ مى گويد : تو چگونه با اين زن زندگى مى كنى و چرا تاكنون او را طلاق نداده اى ؟ شيخ در پاسخ مى گويد : اين مقام و كراماتى كه خداوند به من عطا فرموده به دليل صبرى است كه نسبت به اخلاق بد همسر خود داشته ام.

نكته آموزنده اى كه در اين داستان وجود دارد اين است كه اگر انسان براى رضاى خداوند بر امور ناخوشايند زندگى صبر كند ، بــه مقامات عالى معنوى نايل خواهد گرديد : «و لاتنالون ما تأملون الا بالصبر على ما تكرهون»

از ديگر مصاديق مخالفت با نفس ، خوددارى از نگاه حرام است.
يكى از لذت هايى كه بسيار راحت و بدون هيچ زحمتى به دست مى آيد ، لذتى است كه از راه چشم عايد انسان مى گردد.
به طور كلى ، تماشاى طبيعت و يا رفت و آمد افراد در خيابان ، به انسان آرامش مى بخشد ؛ اگـر انسان در اتاقى محبوس باشد و به هيچ چيز نگاه نكند ، بر او بسيار سخت خواهد گذشت. اما از آن طرف ، اگر انسان مواظب چشمش نباشد ، ممكن است به دام شيطان بيفتد ؛ اگــــــــر انسان به چيزهايى نگاه كند كه خيره شدن به آن ها جايز نيست ، در واقع با دست خودش در زمين دلش بذر شهوت كاشته است.
نتيجه آن اين مى شود كه انسان از اهداف عقلايى ، حتى اهداف صحيح دنيوى خود ، بــاز مــى مــانـــد و در تـصـمـيـم گــيـرى نيز دچار مشكل مى شود ؛ اگر انسان از همان ابتدا عنان چشمش را در اختيار بگيرد و نگاهش را آزاد نگذارد، مى تواند خود را از آثار سوء شهوت مصون بـدارد ، وگرنه اگر چشم چران شد و از نگاه هاى نامطلوب خوددارى نــكـرد ، نه تنها به كمالات معنوى نخواهد رسيد ، بــلــكه حــالاتى برايش به وجود مى آيد كه شبيه به حيوانات است. چنين حالتى كافى است كه انسان را دچار فتنه و گرفتارى كند و از مسير صحيح باز دارد : «ايــاكم و النظرة فانها تزرع فى القلب الشهوة و كفى بها لصاحبها فتنة.»

معرفت - شماره 18




متن نظرات ، انتقادات و پیشنهادات و پرسش ها و ...