امام حسین (ع) : کسانی که بندگی خدا را می کنند ، بندگی دیگری را نمی کنند.
راه هاى اسلام براى حفظ عفاف جامعه
مقاله ها اجتماعی حجاب و عفاف راه هاى اسلام براى حفظ عفاف جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم

استاد شهید مرتضى مطهرى

راه هاى اسلام براى حفظ عفاف جامعه :

راهى که اسلام براى تامین این منظور پیشنهاد کرده است‏ دو چیز است :
اول یک سلسله تدابیر براى آرام نگه داشتن غریزه
دوم یک سلسله تدابیر دیگر به عنوان مجازات.

آیات اولى که تفسیرکردیم مجازات فحشا را بیان کرد:
«الزانیة و الزانى فاجلدوا کل‏واحد منهما ماة جلدة‏» ولى همان طورى که مى ‏دانیم براى از بین ‏بردن یک گناه ، مجازات کافى نیست ، مجازات هر اندازه شدید هم‏ باشد ، براى جلوگیرى از وقوع جرم و جنایت کافى نیست.
حال جرم وجنایت چه از نوع بى ‏عفتی ها باشد، چه از نوع دزدی ها و قتل ها و چه ازنوع بى ‏احتیاطی ها مثل بى ‏احتیاطى در رانندگى. این اشتباه است که‏ ما بخواهیم براى جلوگیرى از یک جرم یا جنایت فقط روى مجازات ‏فشار بیاوریم.
باید دید علل وقوع آن جرم و جنایت چیست ؟ باید خودآن علل را از بین برد ، آنگاه در مورد افراد غیر عادى - که به طور عادى علل و موجبات وقوع جرم وجود ندارد و فقط روى نوعى حالت طغیان ، جرمى را مرتکب مى ‏شوند - مجازات صورت گیرد.

مثالى براى این مطلب مى ‏زنم : از مقررات لازم همین مساله ‏سرعت و سبقت در رانندگى است.
دائما توصیه مى ‏شود که‏ رانندگان در داخل شهر از فلان سرعت (مثلا 40 کیلومتردر ساعت) بیشتر نرانند. اگر کسى تخلف کرد و ما جریمه سنگینى برایش قائل شدیم، هر مقدار هم جریمه‏ سنگین باشد اگر علل وقوع این جرم بررسى نشود مجازات‏ کافى نیست ، مخصوصا در امر رانندگى که اصلا خودش هم یک ‏مجازاتى دارد یعنى‏ «مجازات ها معها» است.

براى اینکه آن کسى ‏که سرعت مى ‏گیرد و دیوانه ‏وار در شهر یا بیابان حرکت مى ‏کند خودش ‏بیش از همه در معرض خطر است ، هم ماشینش در معرض خطر است و هم جانش. ولى در عین حال نه خطر جانى [و مالى] مانع او مى‏ شود و نه مجازات ها ، چرا؟
براى اینکه یک سلسله علل دیگر وجود دارد که از آن طرف او را هل مى ‏دهد. مجازات مى ‏خواهد مانند یک ‏افسار مانعش شود ، اما آن علل دیگر او را تحت فشار قرار مى ‏دهد.

مثلاشما یک راننده تاکسى یا یک راننده کرایه را موعظه کنید که تند نرو و یا مجازات هاى مختلف برایش قائل شوید ، اما اگر او در شرایطى‏ قرار گرفته باشد که یک ماشین اجاره کرده و از صبح که بیرون مى ‏آید چنانچه مثلا 120 تومان درآمد نداشته باشد باید او و خانواده ‏اش نان ‏نخورند - چون مثلا 60 تومان را باید به صاحب ماشین تحویل دهد والا فردا ماشین را در اختیارش نمى‏ گذارد و 30 تومان هم خرج ‏استهلاک و غیره کند و 30 تومان در روز براى او باقى مى ‏ماند اگر او را هزار جور موعظه کنید و بگویید جان خودت در خطر است فلان مقدار تو را جریمه مى ‏کنند و زندانت مى ‏برند ، در مقابل آن فشار که حتما باید 30 تومان به خانه ببرد و اگر نبرد روى دیدن زن و بچه ‏اش را ندارد چکار مى ‏تواند بکند ؟

باز او از صبح زود پایش را روى گاز مى ‏گذارد و به سرعت در خیابانها حرکت مى ‏کند ، به هر حال‏ باید آن 120 تومان در بیاید ، یک جبر بر وجودش حکومت مى ‏کند ، این است که مجازات سرش نمى ‏شود و موعظه هم در اینجا دیگر مؤثر نیست.
پس اگر ما بخواهیم جلوى او را بگیریم سنگین کردن ‏مجازات کارى را درست نمى ‏کند ، از راه علل و موجباتش باید وارد شویم. وقتى از راه علل و موجبات وارد شدیم مثلا کارى کردیم که ‏او با روزى 7 ساعت به آرامى کار کردن ، خرج زن و بچه‏ اش را دربیاورد او هم دیوانه نیست که جان خود و سرمایه ‏اى را که دراختیارش است‏ به خطر بیندازد و یا خود را گرفتار زندان کند. این مساله در دزدی ها هست ، در شرابخواری ها هست ، در زنا ها و آدمکشی ها هست ، در همه [جرمها و جنایتها] هست.

پس موجبات را باید از بین برد. از این طرف بگوییم شراب ‏نخوریم و دائما در صفحه حوادث روزنامه‏ ها [نتایج ‏سوء آن را] بنویسند (آمار که مى ‏گیرند مى ‏بیننددر پنجاه درصد جرم ها ، جنایت ها ، آدمکشی ها ، بى ‏عفتی ها و تصادفات ، مستى و شرابخوارى دخالت دارد) و ازطرف دیگر تمام موجبات تشویق به شرابخوارى وجودداشته باشد در تمام غزل ها ، تصنیف ها و شعرها دعوت به میخوارگى وشرابخوارگى باشد و در تمام مجالس ، این امر جزء تعین باشد و تشویق‏ به شراب خوارى شود و مغازه مشروب فروشى از هر مغازه دیگرى زیادترباشد (1) ، قدم به قدم که هر جوانى مى ‏رود یک تابلوى دعوت وجود داشته ‏باشد که از آن ‏«و غیره‏» ها در اینجا وجود دارد ، تشریف بیاورید ! اینها کار خودش را مى ‏کند.

مساله عفاف و زنا هم از این قبیل است. اسلام براى زنا مجازات شدید قائل است ولى در عین حال دیدید که اسلام روى‏ مجازات ، زیاد تکیه نکرده است و لهذا طریق ثابت ‏شدن را خیلى ‏دشوار و مشکل قرار داده و نخواسته که افراد بروند تجسس کنند و ببینند چه کسى زنا مى ‏کند و چه کسى زنا نمى ‏کند. این کار را اسلام زشت مى‏ داند.
البته اگر زنا ثابت ‏شد مجازات شدید برایش ‏قائل شده است ، اما نمى‏ خواهد جلوى زنا را از راه مجازات بگیرد و نمى واهد مردم را تشویق به تجسس و تحقیق کند و اساسا اسلام با تجسس و تحقیق از گناه ، مطلقا مخالف است ، با جاسوسى کردن ‏براى کشف گناهان مردم مخالف است : «و لا تجسسوا» (2) .

پس اسلام از چه راه با پیدایش گناه مبارزه مى ‏کند ؟

راه هاى متعددى دارد. موعظه ، امر به معروف نهى از منکر ، و خود تربیت که اصلا مردم را اینطور باید تربیت کرد ، در جاى خود [راه هاى مناسبى] است. یکى دیگر این است که اصول زندگى رابر اساسى قرار مى ‏دهد که موجبات غوایت و گمراهى و موجبات‏ تشویق و تهییج ‏به گناه پیدا نشود.
مساله عفاف از همین قبیل است که در جلسات گذشته گفتیم اسلام از طرفى کوشش مى ‏کند غریزه ازطریق ازدواج مشروع اشباع شود ، با عزوبت و تجرد در حداکثر مخالفت مى‏ کند. به مساله ازدواج تشویق‏ مى ‏کند :
حتما و حتما پسر و دختر باید ازدواج کنند (این مساله «باید» باشد تا در آن آیه تشریح کنم.)

پس،از یک طرف براى ‏اینکه موجبات بى ‏عفتى فراهم نشود تشویق شدید به ازدواج مى‏ کند و با عزوبت و تجرد در هر شکلى مخالف است (3) ، ولى از طرف دیگر آیا تنها ازدواج کافى است؟ همین قدر که یک مرد زن داشته باشد و یک زن شوهر داشته باشد دیگر رغبتش به سوى دیگران تهییج ‏نم ى‏شود ، و مثل بعضى حیوانات مى ‏شود. [که فقط به جفت‏ خود توجه‏ دارند؟]

حیوانات به حکم غریزه عمل مى ‏کنند و آزاد آفریده نشده ‏اند :

کبوترها و برخى دیگر از حیوانات، جفت هستند. بعضى حیوانات ‏دیگر مثل گوسفند و اسب و آهو این طور نیستند و حساب جفت و این حرفها در کار نیست ، ولى هم جنس نر و هم جنس ماده در آنها - مخصوصا در وحشى ‏ها - جز براى باردار شدن اساسا آمادگى ندارند و جنس نر را نمى ‏پذیرند. حیوانهایى که جفت زندگى مى ‏کنند ، مثل کبوتر که دو کبوتر نر و ماده با هم جفت هستند ، اینها اصلا خاصیت غریزیشان ‏این است که فقط با یکدیگرند ، نه آن کبوتر نر چشم به کبوترهاى ماده دیگردارد و نه آن کبوتر ماده چشم به کبوترهاى نر دیگر دارد.

ولى انسان در هر شهوتى از شهوات خود ، روى خاصیت ‏آزادى ‏اى که دارد ، همه کارهایش را با تکلیف باید انجام دهد نه باغریزه و اجبار طبیعت. این است که اگر انسان ازدواج هم کند شرط لازم هست ولى شرط کافى نیست ، یعنى مرد چشمش که به زن ‏دیگر بیفتد باز رغبتش تهییج مى ‏شود ، خصوصا در شرایطى که آن زن ، خودش را در یک وضع مهیجى قرار بدهد ، و همین طور زن نسبت‏ به مرد دیگر. این است که اسلام در معاشرت هاى زن و مرد یک حدود و قیودى قائل است و این حدود و قیود را فقط و فقط براى این [وضع] کرده است که ارتباط زن و مردم به شکلى نباشد که تهییج آور باشد، یعنى شهوات یکدیگر را تحریک کنند.

پى ‏نوشتها :

1. اخیرا شنیدم که طبق آمار دقیقى که به دست آورده ‏اند ، در تهران و شمیرانات بیش ازسى هزار مشروب فروشى وجود دارد.
[سخنرانى قبل از پیروزى انقلاب اسلامى ایرادگردیده است.]

2. حجرات/12

3. این که اسلام ازدواج موقت را اجازه داده ، نه براى شهوت رانى یک عده افرادى است‏ که یک زن دارند - و گاهى دو و سه و حتى چهار زن دارند - و بعد براى تنوع باز دنبال ازدواج موقت مى ‏روند که به ثواب نائل بشویم!
نه ، براى اینها ثواب ندارد ، ممکن است گناه هم داشته باشد. در شرایطى که زمینه براى ازدواج دائم فراهم ‏نیست چون ازدواج دائم شرایط سنگینى دارد - و از طرف دیگر اسلام با فحشا یعنى با ارتباط جنسى بدون قید و شرط هم مخالف است ، اسلام ازدواج موقت را اجازه ‏داده است. ازدواج موقت عبارت است از نوعى ازدواج با تعهد هایى ، منتها تعهد هاى ‏آزاد ، یعنى تعهدها بستگى دارد به شرایطى که طرفین با توافق با یکدیگر [مى ‏پذیرند] ، مثلا تکلیف بچه را روشن مى‏ کنند.
اسلام این را اجازه داده است‏ براى اینکه در آنجا که ازدواج دائم میسور نیست ، دیگر در عزوبت و تجرد بسر نبرند که عزوبت و تجرد ، خودش خود به خود مفاسدى دارد.
(سایت مناجات : ناگفته نماند که در اسلام ازدواج موقت به هیچ وجه برای جوانان توصیه نشده است ، بررسی این امر در آینده بر روی سایت قرار خواهد گرفت.)

منبع : آشنایى با قرآن جلد 4 صفحه 67



| قرآن و تفسیر | حدیث | اخلاق و ادب و عرفان | اجتماع ، زنان ، جوان ، خانواده | اصول و فروع دین و اعتقادات | ائمه و اولیا خدا | مهدویت |
نواهای مذهبی | پایگاه اسلامی مناجات