حضرت محمد (ص) : روزه دار از آن هنگام که صبح می کند تا بشب در رود ، مادام که غیبت نکند ، در عبادت است و همین که غیبت کرد روزه او پاره شود.
علی (ع) و کانون جوانی 
مقاله ها اجتماعی علی (ع) و کانون جوانی

شخصيت على (ع) با شخصيّت نبى اكرم(ص) در جوانب گوناگون علمى و عملى شباهت فراوان دارد. نهج ‏البلاغه و مجموعه ‏ى سخنان اميرالمؤمنين به آيات و مضامين قرآن نزديك است و شيوايى، ارج‏مندى و ژرف بودن پيام على (ع) و نبى (ص) به اوج كمال رسيده است ؛ به گونه‏اى كه از جهت محتوا، نهج‏ البلاغه برادر قرآن ناميده شده است. سراسر وجود على (ع) تاريخ و سيرت على ، خُلق و خوى على، رنگ و بوى على (ع) سخن و گفت‏گوى على براى تمام انس‏ان ‏ها درس ، سرمشق، تعليم و رهبرى است. (1)

على (ع) انسان كاملى است كه قهرمان همه ‏ى ارزش‏ هاى انسانى است. او مردى است كه شب‏ ها با روح كلى عالم به سر مى ‏بُرد و روزها به تربيت ارواح آدميان مى ‏پرداخت.

جوانى، گوهر گران‏بهايى است كه به خاطر استعداد ها و قابليت شكوفايى و رشد ، از ارزش و منزلت خاصى برخوردار است و بزرگان را به توصيه و ارائه ى تجربيّات به جوانان واداشته است. اميرالمؤمنين (ع) نيز در اين عرصه، كلمات حكمت ‏آموزى را ارائه نموده است.
جوانى و تندرستى را دو چيز با ارزش و منزلت معرفى مى ‏كند و مى‏ فرمايد :
«قدر و منزلت اين دو چيز را كسى مى‏ شناسد كه آن دو را از دست داده باشد.» (2)

در بيان ارزش جوانى همين بس كه پيامبر (ص) فرمود : «در قيامت از عُمْر و جوانى انسان مى ‏پرسند كه چگونه و در چه راهى آن را صرف نموده است.» (3)

على (ع) به اصحاب توصيه مى ‏كند كه «جوانى را قبل از پيري و سلامتى را قبل از بيماري دريابيد.» (4) امام در بيان دوران جوانى غفلت برخى انس‏آن‏ ها مى ‏فرمايد : «در ايام سلامت بدن ، سرمايه ‏اى فراهم و مهيا نساخته ‏اند و در اوايل فرصت‏ هاى زندگى و نيرومندى ، درس عبرتى نگرفتند و درخشنده ‏ترين ايام عمر را رايگان از كف دادند ، آيا كسى كه در جوانى اهل تن‏ پرورى بوده ، مى ‏تواند در پيـرى جز شكستگى و ذلّت انتظارى داشته باشد.» (5) پس دوران جواني را بايد دريافت و از آن دوران گران‏سنگ و طلايى در خويشتن ‏شناسى و كمال ‏يابى بهره گرفت كه شرط اساسى سعادت و شقاوت يا خوش‏بختى و بدبختى انسان ‏ها در دنيا و آخرت به توجّه و عدم توجّه آن‏ها نسبت به جوانى ، بستگى دارد.

امام على (ع) تربيت كنندگان و والدين و مربّيان را نسبت به توجّه به عنصر زمان ، هشدار مى ‏دهد و مى‏ فرمايد :
«فرزندان خويش را به جبر و استبداد بر آداب خود مجبور نكنيد ؛ زيرا آنان در زماني غير زمان شما آفريده شدند و زندگى مى ‏كنند.» (6) پس تحجّر و جمود بر آداب گذشتگان ، مانع مهمى بر سر راه تربيت جوانان است ؛ امّا اين بدان معنا نيست كه دست از سنّت ‏هاى صحيح گذشتگان برداريم و به بهانه‏ ى نوگرايى و تجددخواهى ، ارزش ‏هاي اسلامى را به حاشيه رانيم ؛ بلكه بايد با روش صحيح تربيتى و آگاهانه ، فرزندان خويش را به ارزش‏ هاى اسلامى ره‏نمون سازيم.

مردى به نام ابوجعفر احول از دوستان امام صادق (ع) مدتي به تبليغ مذهب تشيع و تعاليم اهل‏بيت (ع) اشتغال داشت.
روزى به محضر مبارك امام رسيد و امام از او سؤال كرد : مردم بصره را در پذيرش اهل‏بيت و آيين تشيع چگونه يافتى ؟
عرض كرد : مردم اندكى تعاليم اهل‏بيت را پذيرفته ‏اند.
امام فرمود : «توجّه تبليغى خود را به نسل جوان معطوف دار و نيروى خويش را در راه هدايت آنان به كار انداز ؛ زيرا جوانان زودتر حق را مى ‏پذيرند و سريع ‏تر به هر خير و صلاحى مى ‏گرايند.» (7)

به همين دليل ، امام على (ع) مى ‏فرمايد : «جوانى‏ ات را قبل از پيرى و سلامتت را قبل از بيمارى درياب.» (8)
امام على(ع) به جوانان توصيه‏ هاى آموزنده‏ اى بسيار دارد.
از جمله : به فرزند جوانش امام حسن (ع) سفارش مي ‏كند : «بنده ‏ى غير خود نباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است.» (9)

پرهيز از شهوت‏ راني و مغلوب شدن با شهوت نيز توصيه‏ ى ديگر آن حضرت است :
«كسى كه مغلوب شهوت خويشتن است ، ذلّت و خواريش بيش از برده‏ ى زرخريد است.» (10)

عزت مدارى و كرامت نفس نيز سفارش ديگري است كه امام (ع) به فرزند جوانش بيان مى ‏كند :
«نفس خويش را عزيز شمار و به هيچ پستى و دنائتي تن مده ، گرچه عمل پست، تو را به تمنيات برساند؛ زيرا هيچ چيز با شرافت نفس برابري نمى ‏كند و هرگز به جاى عزت نفس از دست رفته ، عوضى همانند آن نصيب نخواهد شد.» (11)

امام على (ع) به فرزندش امام حسن (ع) مي‏ فرمايد :
«پسرم، من در تعليم و تربيت تو شتاب كردم پيش از آن كه قلب تو سخت گردد و عقل و فكرت به چيز ديگرى مشغول شود مبادرت ورزيدم تا با تصميم جدّى به استقبال اموري بشتابى كه انديشمندان و اهل تجربه زحمت آزمون آن را كشيده ‏اند و تو را از تلاش بيش‏تر بى‏ نياز ساخته ‏اند ؛ بنابراين آن‏چه از تجربيات آن‏ها نصيب ما شده ، نصيب تو هم خواهد بود.» (12)

مستى جوانى نيز آسيب‏ پذير و هلاكت‏ بار است كه جوانان بايد بدان توجّه نمايند.
امام علي(ع) مي‏ فرمايد : «سزاوار است انسان عاقل ، خويشتن را از مستى ثروت ، مستى قدرت ، مستى علم و دانش ، مستى تمجيد و تملق ، مستى جوانى مصون نگه دارد؛ زيرا هر يك از اين مستى ‏ها بادهاى مسموم و پليدى دارد كه عقل را نابود مى‏ كند و آدمى را خفيف و بى ‏ارزش مى‏ سازد.» (13)
و راه درمان اين مستى‏ ها به تعبير امام على (ع) شناختن شرافت باطنى و گوهر انسانى است كه او را از پستى ‏هاى شهوت و آرزو هاى باطل مصون نگاه مى ‏دارد. (14) بر اين اساس ، امام على (ع) به جوانان خطاب مى ‏كند : اى گروه جوانان ، شرف انسانى و سجاياى اخلاقى خود را با ادب و تربيت محافظت نماييد و سرمايه‏ ى گران‏بهاى دين خويش را با نيروى علم و دانش از دست‏برد ناپاكان و خطرات گوناگون بركنار داريد.» (15)

توصيه‏ ى ديگر امام على (ع) به جوانان در آيين دوست‏يابى است كه مى ‏فرمايد :
«پيوند دوستى را با برادران دينى خود محكم سازيد كه آنان ذخاير دنيا و آخرت هستند. مگر نشنيده ‏ايد كه خداوند در قرآن شريف به تأثر گم‏راهان در قيامت اشاره كرده كه مى ‏گويند : در اين روز سخت ، نه شفيعى داريم و نه دوستى كه در كارمان همّت گمارد.» (16)
«كسى كه دوست پاك خود را كه براي خدا با وى پيوند دوستى داشته ، از دست بدهد ، مثل اين است كه شريف‏ ترين اعضاى بدن خود را از كف داده است.» (17)
در وصيت‏ نامه ‏شان به امام حسن (ع) فرمودند : «به اتكاى روابط دوستانه و رفاقت صميمانه ، حق برادرت را ضايع مكن؛ چه ، در زمينه ‏ى تضييع حقوق ، روابط دوستى نابود مى‏ شود و آن كسي كه حقّش را تباه ساختى براى تو برادر نخواهدبود.» (18)

امام(ع) در باب عوامل انحراف جوانان هشدار مى ‏دهد و جهل و نادانى، هواپرستى و شهوت‏رانى ، تقليد از فاسدان و منحرفان ، عصبانيت و خشم افراطى ، برترى ‏جويى، تكاثرگرايى، غرور و خودخواهى، فقدان تربيت خانوادگى و ضعف ايمان را به عنوان ريشه‏ هاى انحراف جوانان بيان مى ‏كند. (19)

پى ‏نوشت ‏ها :

(1) جاذبه و دافعه ‏ى على (ع) ، ص 177
(2) ص 449
(3) ج 17، ص 23
(4) ص 340.
(5) تحقيق فيض الاسلام ، ص 1800
(6) ابن ابى الحديد، ج 20، ص 267
(7) كافى ، ص 933
(8) غررالحكم
(9) نامه ‏ى 31
(10) غررالحكم
(11) نامه‏ ي 31
(12) نامه‏ ى 31
(13) ج 5 ، ص 8، حديث 9075
(14) غررالحكم
(15) پيشين
(16) غررالحكم
(17) غررالحكم
(18) نامه‏ ى 31
(19) نامه ‏ى 53 ، خطبه ‏ى 108، 192، حكمت 255، 232



| قرآن و تفسیر | حدیث | اخلاق و ادب و عرفان | اجتماع ، زنان ، جوان ، خانواده | اصول و فروع دین و اعتقادات | ائمه و اولیا خدا | مهدویت |
نواهای مذهبی | پایگاه اسلامی مناجات