
فضايل و سيره فردى امام حسن عسكرى (ع)
یكى از نوادگان حضرت كاظم (ع) به نام محمد بن اسماعيل گويد :
گروهى از بنى عـباس و چند نفر ديگر از منحرفين به نزد صالح بن وصيف ، رئيس شرطـــه
ســـامـراء آمده و گفتند : ابو محمد عسكرى را كه زندان كرده اى بر او سختگير
و نگذار كه در استراحت باشد.
صالح گفت : مى خــواهـيد چــه بــكنـــم ، دو نــفــر كــه در نظرم از همه شريرتر بودند، بر
او مأمور كرده بودم ، چــــــنان اهل عــبادت و نماز شده اند كه خارج از حد
است. آنگاه گفت : آن دو را آوردند ، گفت : واى بــر شما! جريان شما درباره اين
مرد چيست ؟!
گفتند : چــه بــگــويــيم در خــصوص مــردى كه در روز، روزه است و همه شب را مــشغــول بــه
عـبادت حق ؛ با كسى سخن نمى گويد ، به غير عبادت مشغول نمى شوــد ؛ چــون به او
نـگاه مى كنيم بندبند شانه هايمان به لزوه مى افتد و چــنان مجذوب مى شويم
كه قدرت از دست ما مى رود، چون بنى عباس اين را شنيدند ذليلانه بر گشتند.
< ادامه >
