حضرت محمد (ص) : زنای چشمان نگاه نارواست.
رفیق بهشتی (حارث بن مغیره نصری)
مقالات حدیث رفیق بهشتی (حارث بن مغیره نصری)

علی محمدی یدک

ابوعلي حارث بن مغيره نصري (1) ، عالمي وارسته ، شخصيتي قابل اعتماد و راوي بزرگوار احاديث بود. او همزمان با سه تن از پيشوايان بزرگوار دين (2) و در روزگار حكومت ننگين خلفاي مرواني و عباسي زندگي مي‏ كرد.
هر چند از زمان و مكان ولادتش آگاهي كامل نداريم ؛ ولي ، باتوجه به اينكه رجال نويسان او را از ياران امام محمد باقر عليه‏السلام شمرده ‏اند و شروع امامت آن حضرت سال 95 هجري بوده و مرحوم نجاشي (3) او را از اهالي بصره دانسته ، به احتمال زياد مي ‏توان گفت : حارث بن مغيره در اواخر سده اول هجري در شهر بصره (4) پاي به عرصه وجود نهاد.
وي زندگي پربار خود را ، با حضور در پيشگاه امامان عصر عليهم‏السلام معناي بهتر و بيشتر بخشيد و در اين مسير به توفيقات فراواني دست يافت.
شيخ طوسي (5) ، در كتاب ارزشمند رجال خود ، او را «بَيّاعُ الزُّطّيِ» (6) يعني فروشنده نوعي لباس هندي دانسته است. اين گفتار شيخ طوسي ، بيانگر آن است كه حارث به مغيره پيشه فروشندگي داشت.
نياكان حارث از قبيله بني نصربن معاوية بن بكر (شاخه‏ اي از قبيله بزرگ هوازن (7)) بوده ‏اند. او از ميان چنين خانداني برخاست و به چنان درجه ‏اي رسيد كه امام جعفرصادق عليه‏السلام بارها عنايت ويژه خود را به او معطوف داشت.
حارث بن مغيره به بركت راهنمايي‏ هاي امام ششم عليه‏السلام از او دو پسر به نام هاي علي و حسين برخوردار شد.
وي مي ‏گويد : در حضور امام صادق عليه‏السلام از اينكه فرزند پسري ندارم ، سخن به ميان آوردم و راهنمايي خواستم.
حضرت فرمود : در سجده ركعت آخر نماز عَتَمَه (نماز عشاء(8)) خداي را بخوان و چنين بگو :
«رَبِّ هَبْ لي مِنْ لَدُنْكَ ذُرّيَّةً طَيِّبَةً اِنَّكَ سَميعُ الُّدعا رَبِّ لا تَذَرْني فَرْداً وَ اَنْتَ خَيْرُالْوارثينَ»
سپس آن شب را با همسرت سپري كن.
حارث مي ‏گويد : من به دستورالعمل آن حضرت عمل كردم و صاحب دو پسر شدم. (9)

حيات علمي :

حارث زندگي علمي خود را با كسب معارف و علوم اسلامي رايج آن زمان آغاز كرد و در اين رهگذر از محضر نوراني خاندان رسالت و امامت فيض برده ، به شرف شاگردي آن بزرگان دست يافت.
او ، با استفاده از تلاش و همّت پيگير ، به ويژه ارتباط با سرچشمه جوشان علم و معرفت ، توانست در بسياري از زمينه ‏هاي معارف اسلامي ، چون فقه ، عقايد ، تفسير ، اخلاق و آداب و سنن به خوبي دانش اندوزد. روايات فراوان وي در موضوعات ياد شده بر درستي اين سخن گواهي مي ‏دهد. حاصل تلاش او در اين عرصه ، جمع آوري سخنان پيشوايان دين و نقل آنهاست. اين روايت ها در قالب تنها كتابش «كتاب الحديث» به دانش دوستان عرضه شده است. (10)

البته اكنون اثر مستقلي به نام «كتاب الحديث» از وي موجود نيست ؛ اما احتمال اينكه كتاب او نيز مانند بسياري از اصول حديث شيعه در كتاب هاي بزرگتري چون «كتب اربعه» ادغام شده باشد ، بسيار است.

اين عالم توانمند شيعي شاگرداني نيز پرورش داد. «صفوان بن يحيي» كه به گفته نجاشي (11) و شيخ طوسي (12) تنها كتاب استادش را روايت كرده است. در شمار شاگردان وي جاي دارد. صفوان شخصيتي بزرگ و قابل اعتماد بود و امامان رضا و جواد عليهما‏السلام او را وكيل خود ساختند. (13)

پيوند با ولايت :

مطلب مهمي كه زندگي اين شخصيت بزرگ شيعي را درخشش و زيبايي خاصّي بخشيده و جهت داده ، رابطه او با امامان عصر خويش است. حارث با استفاده از فرصت ارتباط با معصومان عليهم‏السلام به چنان درجه ‏اي رسيد كه علماي رجال ، مانند شيخ طوسي (14) و برقي (15) ، نامش را در ميان ياران امام باقر و صادق عليهما‏السلام آورده ‏اند و او را به شرف صحابي امام ملقّب ساخته ‏اند.
نجاشي (16) او را از راويان سه امام (امامان معصوم باقر ، صادق و كاظم عليهم‏السلام ) و حضرت زيد بن علي بن الحسين عليه‏السلام خوانده است. حارث بن مغيره ، جز يك مورد ، تمام روايات خود را به طور مستقيم از امام معصوم عليه‏السلام ، به ويژه حضرت امام جعفر صادق عليه‏السلام ، نقل كرده است. (17) اين امر رابطه نزديك و پيوند عميق او با خاندان ولايت و امامت را نشان مي‏ دهد.

هر كه بميرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهليّت مرده است
او ، جز در موارد بسيار اندك كه از امام باقر و امام كاظم عليهما‏السلام روايت كرده است ، بيشتر با حضرت امام جعفر صادق عليه‏السلام ارتباط داشت و از هر فرصت و وسيله ‏اي براي گشودن باب گفتگو با آن راهبر معصوم بهره می ‏برد. او گاه با پرسش و زماني با ابراز مشكلات و مسائل شخصي خود را در معرض نسيم سخنان پر گهر حضرت صادق عليه‏السلام قرار مي‏داد.

حارث بن مغيره در نگاه امام صادق عليه‏السلام :

رابطه نزديك و تنگاتنگ با امام صادق عليه‏السلام و اخلاص فراوان حارث ، سبب شد امام با ديدي مثبت و قابل اعتماد به او بنگرد و وي را مورد ستايش قرار دهد. بخشي از سخنان حضرت درباره اين راوي پاكدل چنين است :

رفيق بهشتي :

زيد شحّام ، كه از ياران امام صادق عليه‏السلام است ، مي ‏گويد : بر امام عليه‏السلام وارد شدم. حضرت خطاب به من چنين فرمود : «اي زيد ، در توبه ‏ات بشتاب و عبادتت را تازه كن.»
عرض كردم : خبر مرگم را داديد ؟!
حضرت فرمود : «اي زيد ، (نگران مباش زيرا) آنچه نزد ما اندوخته ‏اي برايت بهتر است. تو از شيعيان ماهستي. صراط و ميزان و حساب شيعيان ما به دست ما است. سوگند به خدا كه ما از خود شما به شما مهربانتريم.»
پس آن حضرت ، زيد را مجدداً مورد خطاب قرار داد و در وصف او و حارث بن مغيره چنين فرمود :
«يا زيد كأَنّي انظر اليك في درجنك من الجنة و رفيقك فيها الحارث ابن المغيرة النصري»
اي زيد ، گويا جايگاهت را در بهشت مي ‏بينم ، در حالي كه رفيق و همراه تو در آنجا حارث بن مغيره نصري است.(18)

پناه دوستان (شيعيان) :

يونس بن يعقوب ، كه صحابي امام جعفر صادق عليه‏السلام و مورد اعتماد ائمه عليهم‏السلام بود ، گويد :
همراه عده ‏اي از دوستان و شيعيان در محضر امام صادق عليه‏السلام بوديم كه حضرتش فرمود :
آيا شما ملجأ و پناهي داريد ؟ (تا بر او تكيه كنيد و مسايل خود را از او بپرسيد ؟) آيا شما كسي را كه در سايه ‏اش احساس امنيت و راحتي كنيد ، داريد ؟ چه چيز مانع مي‏ شود كه سراغ حارث بن مغيره نصري برويد ؟ (19)

سخنان نوراني حضرت به خوبي نشان دهنده سعادت دنيا و آخرت و مقام رفيع اين عالم و راوي وارسته شيعي است. به فرمايش امام صادق عليه‏السلام ، او در دنيا پناه شيعيان و در آخرت رفيق بهشتيان بود.

روايات :

تنها اثري كه از اين راوي پر توان و صحابي صديق امامان معصوم عليهم‏السلام برجاي مانده ، رواياتي است كه وي نقل كرده است. روايات او بيشتر در موضوع هاي فقه ، عقايد ، تفسير و اخلاق و آداب قابل مشاهده است. (20)
تعداد روايات وي ، طبق آنچه مرحوم خوئي در معجم رجال الحديث (21) آورده ، بيش از 53 مورد است كه با عنوان هاي «حارث بن مغيره ، حارث بن مغيرة النصري و حارث نصري» در كتب روايي ، به ويژه كتب اربعه ، به چشم مي‏خورد.
احاديث و روايات حارث بن مغيره مفاهيمي والا و حيات بخش دارد كه از باب تيمن به گوشه ‏اي از آنها اشاره مي‏ شود.

1. امام شناسي :

حارث بن مغيره مي‏ گويد : به حضرت امام جعفرصادق عليه‏السلام عرض كردم : پيامبر صلي ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله فرمود هر كه بميرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهليّت مرده است ؟
حضرت فرمود : آري
عرض كردم : جاهليّت كامل يا فقط جاهليّتي كه امام خود را نشناسد ؟
فرمود : جاهليّت كفر و نفاق و گمراهي (22)

2. شيعه ، مذهب پايدار و برحق :

حارث بن مغيره مي ‏گويد : از امام صادق عليه‏ السلام درباره معناي اين آيه : «هر چيزي جز وجه خداوند فناپذير است.» پرسيدم :
حضرت جواب داد :
«كلّ شئيي هالك الاّ من اخذ الطريق الذي انتم عليه»
هر چيزي ، جز همان راهي كه شما برآنيد ، (مذهب شيعه) ناپايدار و فنا پذير خواهد بود. (23)
او در روايتي ديگر نيز همين مطلب را از حضرت پرسيد و حضرت پاسخ داد :
«كلّ شئيي هلاك الاّ من اخذ طريق الحق»
جز آن كه راه حق بر مي‏ گزيند ، همه چيز فناپذير و نابود شدني است. (24)

3ـ خاك شفا بخش :

حارث بن مغيره مي ‏گويد : به حضرت امام‏ جعفر صادق عليه‏السلام عرض كردم : بيماري ‏ها بسيار به سراغم مي ‏آيد و هيچ دارويي نيست كه مصرف نكرده باشم.
حضرت فرمود : چرا از خاك قبر حسين بن علي عليه‏السلام (غافلي) ؛ زيرا شفاي هر دردي است ؛ و در هر وحشت و هراسي آرامش بخش و امنيّت آفرين است. پس هرگاه آن خاك را بر گرفتي، بگو :
«اللهم اني اسئلك بحق هذه الطينة و بحق الملك الذي اخذها و بحق النبي الذي قبضها ، و بحق الوصي الذي حلّ فيها ، صل ‏علي محمد و آل محمد و اهل ‏بيته و افعل‏بي كذا و كذا.»
سپس حضرت فرمود : آن فرشته ‏اي كه خاك را برداشت ، و به پيامبر صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏آله نشان داد و گفت : اين تربت فرزندت حسين عليه‏السلام است كه امّتت بعد از تو او را خواهند كشت ، جبرئيل عليه‏السلام بود. و آن كه خاك را گرفت ، حضرت محمد صلي ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله بود ؛ و اما وصيّي كه بر آن خاك نازل شد ، (آنجا را محل اقامت خود قرار داد.) حسين عليه‏السلام و شهدا بودند.
عرض كردم : اينكه اين خاك شفا بخش هر دردي است ، دانستم. اكنون بفرماييد كه چگونه امنيت آفرين و آرامش بخش است ؟
حضرت پاسخ داد : هرگاه از حاكم (ستمگري) يا غير او ترسيدي ، هرگز از منزل خود بدون خاك قبر حسين عليه‏السلام بيرون مرو. در وقت برداشتن خاك حضرت چنين بگو : «اللهم اني اخذته من قبر وليك و ابن وليك فاجعله لي أمناً و حرزاً لما اخاف و مالا اخاف ...»
حارث گفت : همان طور كه حضرت دستور فرمود ، خاك را برداشتم و چنانكه امام راهنمايي كرد ، دعاي مخصوص را خواندم. بدين ترتيب ، بيماري از پيكرم برون رفت ؛ ديگر از چيزي نهراسيدم و با وجود اين خاك هرگز دچار گرفتاري و مشكل نشدم. (25)

4ـ اصول برادري :

از حارث بن مغيره روايت شده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه ‏السلام فرمود : مسلمان برادر مسلمان است. او چشم و آينه و راهنماي برادر خود است ، به برادرش خيانت نمي ‏كند و فريبش نمي‏ دهد ، به او ستم روا نمي ‏دارد ، به وي دروغ نمي‏ گويد و از غيبت او مي‏ پرهيزد. (26)

5ـ آنچه در مؤمن نيست :

حارث بن مغيره مي‏ گويد : حضرت صادق عليه السلام فرمود : شش چيز در مؤمن نيست : حسرت و افسوس خوردن ، سخت‏گيري و كم خيربودن ، لجاجت ، دروغ‏ گويي ، حسد ورزي ، ستم و خيانت. (27)

6ـ شوق دروني به محل دفن :

حارث بن مغيره مي‏ گويد : از امام صادق عليه ‏السلام شنيدم كه مي ‏فرمود : آنگاه كه نطفه آدمي در رحم قرار گيرد ، خداوند فرشته ‏اي را بر مي ‏انگيزد تا از محلي كه شخص در آن دفن خواهد شد ، مقداري خاك بردارد و با نطفه در آميزد. بدين سبب ، قلب شخص پيوسته در اشتياق آن محل است تا زماني كه در آنجا دفن شود. (28)

7ـ اهميّت آگاهي دادن به ديگران :

حارث بن مغيره مي‏ گويد : امام صادق عليه‏السلام را در راه مدينه ديدم. از من پرسيد : كيستي ، آيا حارثي ؟
پاسخ دادم : آري.
فرمود : «آگاه باش كه گناه بي‏ خردان و نادانان شما بر دوش دانايان خواهد بود.» آنگاه از من دور شد. (پس از مدتي) پيش حضرت رفته ، عرض كردم : شما در راه مدينه به من فرمويد : «گناه نادانان شما بردوش دانايان است.» من از اين گفتار سخت در شگفتم !
حضرت فرمود : آري ، چه شده است شما را كه وقتي شخصي سخني مي‏ گويد ، يا كاري مي ‏كند كه مايه ناخشنودي و آزار ماست ، سراغش نمي ‏رويد ، ملامتش نمي ‏كنيد ، باگفتاري رسا با او سخن نمي ‏گوييد و آگاهش نمي‏ سازيد ؟!
عرض كردم : جانم فدايت باد ، سخن ما را نمي ‏پذيرند.
حضرت فرمود : آنها را از خود دور سازيد و از همنشيني با آنها اجتناب كنيد. (29)

توضیح سایت : به استثنای ارحام ؛ با ارحام نمی شود قطع رحم کرد.

نگاه علما :

شرح حال چهره پرفروغ حارث بن مغيرة در ميان بسياري از كتاب هاي شخصيّت شناسي و رجال قديم و جديد ، به چشم مي ‏خورد و همگي از او به نيكي نام ياد كرده ‏اند. مرحوم كشي (30) با نقل رواياتي در مدح او ، به توصيف و تأييد شخصيّت حارث پرداخته است. نجاشي (31) نيز با جمله «ثقةٌ ثقةٌ»، به ستايش وي مي‏ پردازد. ابن حجر عسقلاني ، از دانشمندان اهل سنت ، در كتاب «لسان الميزان» خود از حارث بن مغيره نام مي ‏برد و چنين مي ‏نويسد :
«و قال علي‏بن حكم : كان من اورع الناس ...» (32)
علي بن حكم گفته است : حارث بن مغيره از پرهيزكارترين مردم بود ...

سفر به ابديّت :

حارث بن مغيره سرانجام پس از سالها نور افشاني و راهنمايي رهروان طريق حق ، با عبور از منزلگاه فاني دنيا ، به ديار ابديّت گام نهاد و در بهشت جاوداني كه امام صادق عليه‏السلام بشارت داده بود ، جاي گرفت.
از تاريخ در گذشت و محل دفن اين راوي و عالم وارسته اطلاعي در دست نيست ؛ امّا با توجه به اينكه خود در يكي از رواياتش ياد آوري كرده ، در سال 174 هجري كه سال موت نام داشت ، در شهر مكه بر امام موسي‏ كاظم عليه‏ السلام وارد شد. (33) احتمال آنكه تاريخ وفاتش اواخر قرن دوم هجري باشد ، قوت مي ‏يابد.
حارث در حالي به ديدار معبود شتافت كه عمري را در خدمت به خاندان رسالت و امامت و پاسداري از آن حريم گذراند.
روانش شاد و يادش گرامي ‏باد.

پاورقي ها :

1ـ برخي از علماء همانند ابن شهر آشوب ، آقابزرگ تهراني و ابن حجر عسقلاني «نضري» با «ضاد» گفته ‏اند.
3ـ2ـ رجال نجاشي ، ص 139، رقم 361
4ـ برقي در كتاب رجال خود او را كوفي معرفي ‏كرده است.
5 ـ رجال شيخ طوسي ، ص 179
6 ـ لسان العرب ، لغت زُطّ
7 ـ تنقيح المقال ، ج 1، ص 247
8 ـ لسان العرب ، لغت عتم
9 ـ بحارالانوار ، ج 101 (104) ، ص 83
10 ـ الذريعه ، ج 6، ص 319
11 ـ رجال نجاشي ، ص 139
12ـ فهرست شيخ طوسي ، ص 65
13 ـ رجال نجاشي، ص 197
14ـ رجال شيخ طوسي، ص 117ـ 179
15ـ رجال برقي ، ص 15 و 39
16- رجال نجاشي ، ص 139
17ـ معجم رجال الحديث ، ج 4، ص 206
19ـ 18ـ رجال كشي ، ص 327
20ـ جامع الرواة ، ج 1، ص 175 و 176
21 ـ معجم ‏رجال‏ال حديث ، ج4 ، ص 206 و 208
22ـ كافي ، ج 1، ص 377
23ـ بحار ، ج 68 (65) ، ص 95
24ـ همان ، ج 4 ، ص 6
25ـ ج 101 ، (98) ص 118
26 ـ كافي ، ج 2، ص 166
27ـ بحار ، ج 72 (69) ، ص 209
28ـ كافي ، ج 3، ص 203
29ـ همان، ج 8، ص 162
30ـ رجال كشي ، ص 337
31ـ رجال نجاشي ، ص 139
32ـ لسان الميزان ، ج 2، ص 160
33 ـ بحار ، ج 48، ص 55

منبع : سایت سراج