علی محمدی یدک
ابوعلي حارث بن مغيره نصري (1) ، عالمي وارسته ، شخصيتي قابل اعتماد و راوي بزرگوار احاديث بود. او همزمان با سه تن از پيشوايان بزرگوار دين (2) و در روزگار حكومت ننگين خلفاي مرواني و عباسي زندگي مي كرد.حارث زندگي علمي خود را با كسب معارف و علوم اسلامي رايج آن زمان آغاز كرد و
در اين رهگذر از محضر نوراني خاندان رسالت و امامت فيض برده ، به شرف شاگردي آن
بزرگان دست يافت.
او ، با استفاده از تلاش و همّت پيگير ، به ويژه ارتباط با سرچشمه جوشان علم و
معرفت ، توانست در بسياري از زمينه هاي معارف اسلامي ، چون فقه ، عقايد ، تفسير
، اخلاق و آداب و سنن به خوبي دانش اندوزد. روايات فراوان وي در موضوعات ياد شده
بر درستي اين سخن گواهي مي دهد. حاصل تلاش او در اين عرصه ، جمع آوري سخنان پيشوايان
دين و نقل آنهاست. اين روايت ها در قالب تنها كتابش «كتاب الحديث» به دانش دوستان
عرضه شده است. (10)
البته اكنون اثر مستقلي به نام «كتاب الحديث» از وي موجود نيست ؛ اما احتمال اينكه كتاب او نيز مانند بسياري از اصول حديث شيعه در كتاب هاي بزرگتري چون «كتب اربعه» ادغام شده باشد ، بسيار است.
اين عالم توانمند شيعي شاگرداني نيز پرورش داد. «صفوان بن يحيي» كه به گفته نجاشي (11) و شيخ طوسي (12) تنها كتاب استادش را روايت كرده است. در شمار شاگردان وي جاي دارد. صفوان شخصيتي بزرگ و قابل اعتماد بود و امامان رضا و جواد عليهماالسلام او را وكيل خود ساختند. (13)
مطلب مهمي كه زندگي اين شخصيت بزرگ شيعي را درخشش و زيبايي خاصّي بخشيده و جهت
داده ، رابطه او با امامان عصر خويش است. حارث با استفاده از فرصت ارتباط با معصومان
عليهمالسلام به چنان درجه اي رسيد كه علماي رجال ، مانند شيخ طوسي (14) و برقي
(15) ، نامش را در ميان ياران امام باقر و صادق عليهماالسلام آورده اند و او
را به شرف صحابي امام ملقّب ساخته اند.
نجاشي (16) او را از راويان سه امام (امامان معصوم باقر ، صادق و كاظم عليهمالسلام
) و حضرت زيد بن علي بن الحسين عليهالسلام خوانده است. حارث بن مغيره ، جز يك
مورد ، تمام روايات خود را به طور مستقيم از امام معصوم عليهالسلام ، به ويژه
حضرت امام جعفر صادق عليهالسلام ، نقل كرده است. (17) اين امر رابطه نزديك و پيوند
عميق او با خاندان ولايت و امامت را نشان مي دهد.
هر كه بميرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهليّت مرده است
او ، جز در موارد بسيار اندك كه از امام باقر و امام كاظم عليهماالسلام روايت
كرده است ، بيشتر با حضرت امام جعفر صادق عليهالسلام ارتباط داشت و از هر فرصت
و وسيله اي براي گشودن باب گفتگو با آن راهبر معصوم بهره می برد. او گاه با پرسش
و زماني با ابراز مشكلات و مسائل شخصي خود را در معرض نسيم سخنان پر گهر حضرت صادق
عليهالسلام قرار ميداد.
رابطه نزديك و تنگاتنگ با امام صادق عليهالسلام و اخلاص فراوان حارث ، سبب شد امام با ديدي مثبت و قابل اعتماد به او بنگرد و وي را مورد ستايش قرار دهد. بخشي از سخنان حضرت درباره اين راوي پاكدل چنين است :
زيد شحّام ، كه از ياران امام صادق عليهالسلام است ، مي گويد : بر امام عليهالسلام
وارد شدم. حضرت خطاب به من چنين فرمود : «اي زيد ، در توبه ات بشتاب و عبادتت
را تازه كن.»
عرض كردم : خبر مرگم را داديد ؟!
حضرت فرمود : «اي زيد ، (نگران مباش زيرا) آنچه نزد ما اندوخته اي برايت بهتر
است. تو از شيعيان ماهستي. صراط و ميزان و حساب شيعيان ما به دست ما است. سوگند
به خدا كه ما از خود شما به شما مهربانتريم.»
پس آن حضرت ، زيد را مجدداً مورد خطاب قرار داد و در وصف او و حارث بن مغيره چنين
فرمود :
«يا زيد كأَنّي انظر اليك في درجنك من الجنة و رفيقك فيها الحارث ابن المغيرة النصري»
اي زيد ، گويا جايگاهت را در بهشت مي بينم ، در حالي كه رفيق و همراه تو در آنجا
حارث بن مغيره نصري است.(18)
يونس بن يعقوب ، كه صحابي امام جعفر صادق عليهالسلام و مورد اعتماد ائمه عليهمالسلام
بود ، گويد :
همراه عده اي از دوستان و شيعيان در محضر امام صادق عليهالسلام بوديم كه حضرتش
فرمود :
آيا شما ملجأ و پناهي داريد ؟ (تا بر او تكيه كنيد و مسايل خود را از او بپرسيد
؟) آيا شما كسي را كه در سايه اش احساس امنيت و راحتي كنيد ، داريد ؟ چه چيز مانع
مي شود كه سراغ حارث بن مغيره نصري برويد ؟ (19)
سخنان نوراني حضرت به خوبي نشان دهنده سعادت دنيا و آخرت و مقام رفيع اين عالم و راوي وارسته شيعي است. به فرمايش امام صادق عليهالسلام ، او در دنيا پناه شيعيان و در آخرت رفيق بهشتيان بود.
تنها اثري كه از اين راوي پر توان و صحابي صديق امامان معصوم عليهمالسلام برجاي
مانده ، رواياتي است كه وي نقل كرده است. روايات او بيشتر در موضوع هاي فقه ، عقايد
، تفسير و اخلاق و آداب قابل مشاهده است. (20)
تعداد روايات وي ، طبق آنچه مرحوم خوئي در معجم رجال الحديث (21) آورده ، بيش از
53 مورد است كه با عنوان هاي «حارث بن مغيره ، حارث بن مغيرة النصري و حارث نصري»
در كتب روايي ، به ويژه كتب اربعه ، به چشم ميخورد.
احاديث و روايات حارث بن مغيره مفاهيمي والا و حيات بخش دارد كه از باب تيمن به
گوشه اي از آنها اشاره مي شود.
حارث بن مغيره مي گويد : از امام صادق عليه السلام درباره معناي اين
آيه : «هر چيزي جز وجه خداوند فناپذير است.» پرسيدم :
حضرت جواب داد :
«كلّ شئيي هالك الاّ من اخذ الطريق الذي انتم عليه»
هر چيزي ، جز همان راهي كه شما برآنيد ، (مذهب شيعه) ناپايدار و فنا پذير خواهد
بود. (23)
او در روايتي ديگر نيز همين مطلب را از حضرت پرسيد و حضرت پاسخ داد :
«كلّ شئيي هلاك الاّ من اخذ طريق الحق»
جز آن كه راه حق بر مي گزيند ، همه چيز فناپذير و نابود شدني است. (24)
حارث بن مغيره مي گويد : به حضرت امام جعفر صادق عليهالسلام عرض كردم : بيماري
ها بسيار به سراغم مي آيد و هيچ دارويي نيست كه مصرف نكرده باشم.
حضرت فرمود : چرا از خاك قبر حسين بن علي عليهالسلام (غافلي) ؛ زيرا شفاي هر دردي
است ؛ و در هر وحشت و هراسي آرامش بخش و امنيّت آفرين است. پس هرگاه آن خاك را
بر گرفتي، بگو :
«اللهم اني اسئلك بحق هذه الطينة و بحق الملك الذي اخذها و بحق النبي الذي قبضها
، و بحق الوصي الذي حلّ فيها ، صل علي محمد و آل محمد و اهل بيته و افعلبي كذا
و كذا.»
سپس حضرت فرمود : آن فرشته اي كه خاك را برداشت ، و به پيامبر صلي الله عليه
وآله نشان داد و گفت : اين تربت فرزندت حسين عليهالسلام است كه امّتت بعد از
تو او را خواهند كشت ، جبرئيل عليهالسلام بود. و آن كه خاك را گرفت ، حضرت محمد
صلي الله عليه و آله بود ؛ و اما وصيّي كه بر آن خاك نازل شد ، (آنجا را محل
اقامت خود قرار داد.) حسين عليهالسلام و شهدا بودند.
عرض كردم : اينكه اين خاك شفا بخش هر دردي است ، دانستم. اكنون بفرماييد كه چگونه
امنيت آفرين و آرامش بخش است ؟
حضرت پاسخ داد : هرگاه از حاكم (ستمگري) يا غير او ترسيدي ، هرگز از منزل خود بدون
خاك قبر حسين عليهالسلام بيرون مرو. در وقت برداشتن خاك حضرت چنين بگو : «اللهم
اني اخذته من قبر وليك و ابن وليك فاجعله لي أمناً و حرزاً لما اخاف و مالا اخاف
...»
حارث گفت : همان طور كه حضرت دستور فرمود ، خاك را برداشتم و چنانكه امام راهنمايي
كرد ، دعاي مخصوص را خواندم. بدين ترتيب ، بيماري از پيكرم برون رفت ؛ ديگر از
چيزي نهراسيدم و با وجود اين خاك هرگز دچار گرفتاري و مشكل نشدم. (25)
از حارث بن مغيره روايت شده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : مسلمان برادر مسلمان است. او چشم و آينه و راهنماي برادر خود است ، به برادرش خيانت نمي كند و فريبش نمي دهد ، به او ستم روا نمي دارد ، به وي دروغ نمي گويد و از غيبت او مي پرهيزد. (26)
حارث بن مغيره مي گويد : حضرت صادق عليه السلام فرمود : شش چيز در مؤمن نيست : حسرت و افسوس خوردن ، سختگيري و كم خيربودن ، لجاجت ، دروغ گويي ، حسد ورزي ، ستم و خيانت. (27)
حارث بن مغيره مي گويد : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مي فرمود : آنگاه كه نطفه آدمي در رحم قرار گيرد ، خداوند فرشته اي را بر مي انگيزد تا از محلي كه شخص در آن دفن خواهد شد ، مقداري خاك بردارد و با نطفه در آميزد. بدين سبب ، قلب شخص پيوسته در اشتياق آن محل است تا زماني كه در آنجا دفن شود. (28)
حارث بن مغيره مي گويد : امام صادق عليهالسلام را در راه مدينه ديدم. از من
پرسيد : كيستي ، آيا حارثي ؟
پاسخ دادم : آري.
فرمود : «آگاه باش كه گناه بي خردان و نادانان شما بر دوش دانايان خواهد بود.»
آنگاه از من دور شد. (پس از مدتي) پيش حضرت رفته ، عرض كردم : شما در راه مدينه
به من فرمويد : «گناه نادانان شما بردوش دانايان است.» من از اين گفتار سخت در
شگفتم !
حضرت فرمود : آري ، چه شده است شما را كه وقتي شخصي سخني مي گويد ، يا كاري مي
كند كه مايه ناخشنودي و آزار ماست ، سراغش نمي رويد ، ملامتش نمي كنيد ، باگفتاري
رسا با او سخن نمي گوييد و آگاهش نمي سازيد ؟!
عرض كردم : جانم فدايت باد ، سخن ما را نمي پذيرند.
حضرت فرمود : آنها را از خود دور سازيد و از همنشيني با آنها اجتناب كنيد. (29)
شرح حال چهره پرفروغ حارث بن مغيرة در ميان بسياري از كتاب هاي شخصيّت شناسي
و رجال قديم و جديد ، به چشم مي خورد و همگي از او به نيكي نام ياد كرده اند.
مرحوم كشي (30) با نقل رواياتي در مدح او ، به توصيف و تأييد شخصيّت حارث پرداخته
است. نجاشي (31) نيز با جمله «ثقةٌ ثقةٌ»، به ستايش وي مي پردازد. ابن حجر عسقلاني
، از دانشمندان اهل سنت ، در كتاب «لسان الميزان» خود از حارث بن مغيره نام مي
برد و چنين مي نويسد :
«و قال عليبن حكم : كان من اورع الناس ...» (32)
علي بن حكم گفته است : حارث بن مغيره از پرهيزكارترين مردم بود ...
حارث بن مغيره سرانجام پس از سالها نور افشاني و راهنمايي رهروان طريق حق ،
با عبور از منزلگاه فاني دنيا ، به ديار ابديّت گام نهاد و در بهشت جاوداني كه
امام صادق عليهالسلام بشارت داده بود ، جاي گرفت.
از تاريخ در گذشت و محل دفن اين راوي و عالم وارسته اطلاعي در دست نيست ؛ امّا
با توجه به اينكه خود در يكي از رواياتش ياد آوري كرده ، در سال 174 هجري كه سال
موت نام داشت ، در شهر مكه بر امام موسي كاظم عليه السلام وارد شد. (33) احتمال
آنكه تاريخ وفاتش اواخر قرن دوم هجري باشد ، قوت مي يابد.
حارث در حالي به ديدار معبود شتافت كه عمري را در خدمت به خاندان رسالت و امامت
و پاسداري از آن حريم گذراند.
روانش شاد و يادش گرامي باد.
1ـ برخي از علماء همانند ابن شهر آشوب ، آقابزرگ تهراني و ابن حجر عسقلاني «نضري»
با «ضاد» گفته اند.
3ـ2ـ رجال نجاشي ، ص 139، رقم 361
4ـ برقي در كتاب رجال خود او را كوفي معرفي كرده است.
5 ـ رجال شيخ طوسي ، ص 179
6 ـ لسان العرب ، لغت زُطّ
7 ـ تنقيح المقال ، ج 1، ص 247
8 ـ لسان العرب ، لغت عتم
9 ـ بحارالانوار ، ج 101 (104) ، ص 83
10 ـ الذريعه ، ج 6، ص 319
11 ـ رجال نجاشي ، ص 139
12ـ فهرست شيخ طوسي ، ص 65
13 ـ رجال نجاشي، ص 197
14ـ رجال شيخ طوسي، ص 117ـ 179
15ـ رجال برقي ، ص 15 و 39
16- رجال نجاشي ، ص 139
17ـ معجم رجال الحديث ، ج 4، ص 206
19ـ 18ـ رجال كشي ، ص 327
20ـ جامع الرواة ، ج 1، ص 175 و 176
21 ـ معجم رجالال حديث ، ج4 ، ص 206 و 208
22ـ كافي ، ج 1، ص 377
23ـ بحار ، ج 68 (65) ، ص 95
24ـ همان ، ج 4 ، ص 6
25ـ ج 101 ، (98) ص 118
26 ـ كافي ، ج 2، ص 166
27ـ بحار ، ج 72 (69) ، ص 209
28ـ كافي ، ج 3، ص 203
29ـ همان، ج 8، ص 162
30ـ رجال كشي ، ص 337
31ـ رجال نجاشي ، ص 139
32ـ لسان الميزان ، ج 2، ص 160
33 ـ بحار ، ج 48، ص 55
منبع : سایت سراج