خلیفه اول و دوم و دیگران كه از كتابت حدیث جلوگیری كردهاند به راحتی می توانستند
به گفتار پیامبر صلّی الله علیه و آله استناد كرده و قول خود را مستند سازند ولی
این كار را نكردهاند.
حال اگر موقوف بودن كلام ابوسعید به شخص او را قبول نكنیم باید بگوییم كه بر خلاف
گفتار پیامبرصلّی الله علیه و آله ابوبكر احادیثی را نوشته است و همچنین عمر تصمیم
به تدوین احادیث گرفته است و تمامی صحابه نیز این فعل مخالف گفتار پیامبر صلّی
الله علیه و آله را تأیید كردهاند. اگر قبول كنیم كه این احادیث را پیامبر فرموده
است و بعداً آنرا نسخ كرده است ، دیگر نمیتوان برای توجیه عمل خلیفه دوم و سایر
كسانی كه از تدوین حدیث روگردان بودهاند ، به این حدیث استناد كرد.
گوینده این نظر ـ جناب آقای محمد رضا حسینی جلالی ـ در كتاب ارزشمند تدوین السنه الشریفه میگوید : به نظر میرسد دلیل اصلی جلوگیری از تدوین حدیث، مخفی نگاه داشته شده و توجیهات دیگری مطرح شده است. چون دلیل اصلی، قابل بیان نبوده و مورد قبول هم قرار نمیگرفته است. ولی بعد از گذشت مدت زمانی در حدود یك قرن، و فراموش شدن احادیث فضائل اهل بیت ، مقصود حاصل شده و امر به تدوین حدیث شده است.
دلیل روشن بر این مدعا، كلام خلیفه دوم است كه :
أقلّوا الروایه عن رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ إلاّ فیما یعمل به. [1]
یعنی نشر احادیثی كه مورد عمل نیست (احادیث فضائل) ممنوع است. همچنین در كتاب تقیید
العلم آمده است كه : علقمه كتابی از مكه یا یمن آورد كه در آن احادیثی راجع به
اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله وجود دارد و آن را به عبدالله ارائه داد ولی
عبدالله آن را شست و در جواب اعتراض علقمه گفت :
القلوب اوعیه فاشغلوها بالقران و لا تشغِلوها ما سواه. [2]
ابن سیره در زمان بنی امیه به شدیدترین وجه ادامه یافت. خالد قسریّ (كه از والیان
بنی امیه بود) از مورخی خواست تا سیره پیامبر صلّی الله علیه و آله را تدوین كند.
او پرسید : افعال علی بن ابی طالب را هم ذكر كنم ؟ خالد جواب داد : لا إلاّ أن
تراه فی قعر جهنم.[3][4]
نظر مؤلف كتاب تدوین السنه الشریفه بهترین نظر ارائه شده است كه اشكالات وارد بر
توجیهات قبل را ندارد.
ایشان از منظر یك شیعی و بدون هواخواهی از خلیفه دوم و سایر صحابه، نظر داده
است لذا دلیل ارائه شده، برای آبرو دادن و دفاع از عمل آنها نیست بلكه اعتراضی
روشن به آن است. نكتهای كه باید بدان توجه نمود این است كه آیا فقط بدین دلیل
از نوشتن حدیث جلوگیری شد ؟
ما ضمن تأیید نظر ایشان میگوییم : مقصود كسانی كه از نوشتن و نقل حدیث جلوگیری
كردند ، علاوه بر عدم نشر فضائل اهل بیت علیهم السّلام ، نفی حجیت كلام پیامبر
صلّی الله علیه و آله و همچنین حجیت بخشیدن به نظرات دیگران بوده است.
كلام قریش به عبدالله بن عمر و عاص درباره ننوشتن كلمات پیامبر ـ صلّی الله علیه
و آله ـ نشان از عقیده آنان بر عدم حجیت كلمات پیامبر صلّی الله علیه و آله ـ دارد.
كلام خلیفه دوم در هنگام رحلت پیامبر صلّی الله علیه و آله و نسبت هذیان دادن به
ایشان نیز در این ارتباط است.
كلمات خلیفه اول و دوم درباره اكتفاء كردن به قرآن و یا عدم اشتغال به غیر قرآن
نیز همین گونه است.
همه اینها نشان میدهد آنان سعی داشتند كل كلمات پیامبر صلّی الله علیه و آله را
از حجیت بیندازند تا كسی بدان استناد نكند.
ابو هریره، عبدالله بن مسعود ، ابوموسی اشعری، عقبه بن عامر و دیگران ، از كسانی
نبودند كه فضائل اهل بیت را نقل كنند. پس چرا آنان بیش از دیگران، مورد توبیخ قرار
گرفتهاند ؟
اصولاً بعد از رحلت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، تمامی اصحاب ـ غیر از سه
یا چهار نفر و در آخر حدود دوازده نفر ـ از امام علی و حضرت فاطمه ـ علیهما السّلام
ـ روگردان بودند. آنان قصد نقل فضائل اهل بیت را نداشتند تا خلیفه بخواهد از آن
جلوگیری كند.
علاوه بر این، بعد از نتیجه دادن منع از نقل روایات پیامبر ـ صلّی الله علیه و
آله ، چون دلیل محكمی در مناقشات و مسائل اجتماعی وجود نداشت، در نتیجه سنت خلیفه،
حجیت پیدا میكرد همان گونه كه این عمل انجام شد.
در شورای خلافت كه بعد از مرگ عمر تشكیل شد سنت شیخین در كنار كتاب خدا و سنت پیامبر
قرار گرفت.
همچنین اهل سنت، عمل صحابه و حتی تابعین را به عنوان دلیل شرعی قبول كردهاند،
به گونهای كه مُوَّطأ مالك كمتر از 1000 حدیث دارد و چند برابر این تعداد، اقوال
و افعال صحابه و تابعین است.
روشنترین نمونه این طرز تفكر، كلام خلیفه دوم است كه گفته است:
متعتان محللتان فی عهد رسول الله و نا احرمها، متعه النساء و متعه الحج.[5]
این كلام بدین معناست كه خلیفه، كلام خود را همانند كلام پیامبر حجت میداند و
این حق را برای خود قائل است كه حكم رسول الله را نقض و نسخ كند.
بهنظر میرسد دلیل اصلی منع از كتابت حدیث، همین مسئله باشد كه برای مجریان آن
تا حدودی موفقیت به همراه آورده است.
اگر پافشاری اهل بیت علیهم السّلام و شیعیان نبود و اگر امام علی علیه السّلام
امام باقر و امام صادق علیه ا السّلام به نشر و گسترش حدیث نمیپرداختند ، سیره
پیامبر صلّی الله علیه و آله به كلی فراموش میشد و سنت خلفاء به جای آن به اسم
اسلام، به مردم تحمیل میشد. ائمه ما علیهم السّلام و پیروان آنان ، حق بزرگی بر
فرهنگ اسلامی دارند و متأسفانه، قدر آنان دانسته نمیشود.
[1] . البدایه و النهایه: 8 / 107
[2] . تقیید العلم: 54
[3] . الاغانی، 22 / 25
[4] . تدوین السنه الشریفه: 409 ـ 422
[5] . الغدیر: 8
سيد محمد کاظم طباطبايي- آشنايي با تاريخ و منابع حديث ، ص13
جلوگیری از تدوین حدیث ، عملی سیاسی بوده است و برای منع از نشر فضائل امام علی ، حضرت و سایر اهل بیت بوده است ، دلایل منع از تدوین حدیث ، عمر