حضرت محمد (ص) : بر مردم ستم نکند جز فرزند زناکار یا کسی که که رگی از زنا دارد.
بدأ
مقالات اصول دین و اعتقادات بدأ

مقدمه :
آيا تقدير الهى در مورد بندگانش قابل تغيير است‏ يا نه ؟ ما مسلمان ها به بداء عقيده داريم بداء يعنى تغيير پيدا كردن تقدير الهى
مقاله حاضر به بررسى اين مطلب پرداخته است.

تقدير الهى درباره انسان بر دو نوع است :
1 . تقدير محتوم و قطعى كه به هيچ وجه قابل تغيير نيست.
2 . تقدير معلق و مشروط كه با فقدان برخى شرايط ، دگرگون مى ‏شود و تقدير ديگر جايگزين آن مى ‏گردد.

با توجه به اصل مسلم فوق ، يادآور مى ‏شويم كه اعتقاد به «بداء» يكى از عقايد اصيل اسلامى است كه همه فرق اسلامى اجمالا به آن اعتقاد دارند ، هر چند برخى از آنان از به كار بردن لفظ «بداء» خوددارى مى‏ كنند. و اين استيحاش از استعمال لفظ بداء نيز ضررى به قضيه نمى ‏زند ، چه مقصود، تبيين محتوى است نه اسم.

حقيقت بداء بر دو اصل استوار است :

الف - خداوند داراى قدرت و سلطه مطلقه بر هستى است و هر زمان خواست مى ‏تواند تقديرى را جايگزين تقدير ديگر سازد ، در حالي كه به هر دو نوع تقدير، علم قبلى داشته، و هيچگونه تغييرى نيز در علم وى راه نخواهد يافت. زيرا تقدير نخست چنان نيست كه قدرت خدا را محدود ساخته و توانايى دگرگون كردن آن را از او سلب كند. خداوند متعال بر خلاف عقيده يهود كه مى ‏گفتند : (يد الله مغلولة) قــدرت گسترده دارد و به تعبير قرآن دست او باز است. (بل يداه مبسوطتان)

به ديگر سخن ، خلاقيت و آفرينش گرى و اعمال قدرت از جانب خداوند، استمرار داشته و به حكم (كل يوم هو فى شان) وى از امر آفرينش فارغ نگشته و كار آفرينشگرى همچنين ادامه دارد.

امام صادق عليه السلام در تفسير آيه «قالت اليهود يد الله مغلولة ...» مى‏ فرمايد :
يهود مى ‏گويند خدا از امر آفرينش فارغ شده ، كم و زياد (در رزق و عمر و غيره) راه ندارد. خداوند در تكذيب آنان چنين فرمود : «غلت ايديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان ينفق كيف يشاء» دستشان بسته باد و به گفتار ناهنجار خود از رحمت‏ خدا دور باشند ! بلكه قدرت او گسترده است ، هر گونه بخواهد انفاق مى‏كند. سپس مى ‏افزايد :
الم تسمع قول الله عز وجل «یمحوا لله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب» آيا سخن خدا را نشنيده ‏اى كه مى‏ فرمايد:
خدا آنچه را بخواهد محو كرده و ثابت مى ‏دارد و نزد خداست ام الكتاب (لوح محفوظ)

نتيجه اينكه : عقيده اسلامى بر اساس قدرت گسترده ، سلطه مطلقه و دوام و استمرار خلاقيت ‏خداوند استوار است و خداوند مى ‏تواند هر زمان بخواهد در مقدرات انسان ، از عمر و روزى و غيره ، تحول ايجاد كرده و مقدرى را جايگزين مقدر قبلى نمايد و هر دو تقدير قبلا در ام الكتاب به ثبت رسيده است.

ب - اعمال قدرت و سلطه از سوى خداوند و اقدام وى به جايگزين كردن تقديرى جاى تقدير ديگر ، بدون حكمت و مصلحت انجام نمى ‏گيرد و بخشى از قضيه، در گرو اعمال خود انسان است كه از طريق اختيار و برگزيدن و زندگى شايسته يا ناشايسته ، زمينه دگرگونى سرنوشت‏ خويش را فراهم سازد.
فرض كنيم انسانى، خداى ناكرده، حقوق والدين و بستگان خود را مراعات نمى ‏كند. طبعا اين عمل ناشايست او در سرنوشت او تاثير ناخوشايندى خواهد داشت. حال اگر در نيمه زندگى از كرده خود نادم گشته و از آن پس به وظايف خود در اين باره اهتمام ورزد ، در اين صورت زمينه دگرگونى سرنوشت ‏خود را فراهم كرده و مشمول آيه «يمحوا الله ما يشاء و يثبت» خواهد گشت.
اين مطلب در عكس قضيه نيز حاكم است.

آيات و روايات در اين مورد بسيار است كه برخى را يادآور مى ‏شويم :

1 . «ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم» (رعد / 11)
خدا وضع هيچ قومى را (از آسايش به سختى) دگرگون نمى ‏سازد مگر اينكه آنان خود وضع خويش را دگرگون سازند.

2 . «و لو ان اهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذنا هم بما كانوا يكسبون» (اعراف / 96)
اگر ساكنان آبادي ها ايمان آورده و پرهيزگار مى ‏شدند ما بركات آسمانها و زمين را به روى آنان مى ‏گشوديم، ولى (چه سود ؟ كه) آنان دين خدا را تكذيب كردند و ما هم آنان را به كيفر اعمالشان عذاب كرديم.
3 . سيوطى در تفسير خود آورده است كه :
امير مؤمنان على عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم درباره تفسير آيه (يمحوا الله ما يشاء) سؤال كرد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در پاسخ چنين فرمود : من ديدگان تو و امتم را با تفسير اين آيه روشن مى ‏كنم. صدقه در راه خدا، نيكى به پدر و مادر و انجام كارهاى نيك ، بدبختى را به خوشبختى دگرگون ساخته، مايه افزايش عمر مى ‏گردد و از مرگ هاى بد جلوگيرى مى ‏كند.

4 . امام باقر عليه السلام مى ‏فرمايد :
صله رحم ، اعمال را پاكيزه و اموال را با بركت مى ‏سازد. همچنين بلا را دفع و حساب را آسان مى ‏گرداند و اجل (معلق) را عقب مى ‏اندازد.

با توجه به اين دو اصل روشن مى ‏شود كه اعتقاد به بداء يك عقيده مسلم اسلامى است كه صرفنظر از تعبير و اصطلاح خاص بداء، تمامى مذاهب و فرق اسلامى به مفهوم آن اعتقاد دارند.

در خاتمه، براى آگاهى از اينكه چرا از اين عقيده اسلامى با جمله «بدا الله‏» تعبير شده است ، دو نكته را متذكر مى ‏شويم :

الف - در به كارگيرى اين كلمه ، از پيامبر گرامى پيروى شده است.
بخارى در صحيح خود نقل مى ‏كند كه آن حضرت درباره سه نفر كه مبتلا به بيمارى پيسى ، کرى و نابينايى شده بودند ، فرمود :
«بدالله عز وجل ان يبتليهم‏» آنگاه سرگذشت آنان را از آنــجا تا پايان مشروحاً بيان داشت و نشان داد كه چگونه خداوند بر اثر كفران نعمت دو نفر از آنان سلامتى اوليه را از ايشان گرفته و گرفتار امراض پيشينيانشان ساخت.

ب - اين نوع اســتعمالات از بــاب مشاكله و سخن گفتن به لسان قوم است. در عرف معمول است كه وقتى فردى تصميمش تغيير مى‏ كند مى‏ گويند : «بدالى‏» براى من بدا رخ داد.
پيشوايان دين نيز ، از باب تكلم به لسان قوم و تفهيم مطلب به مخاطبين ، اين تعبير را درباره خداى متعال به كار برده ‏اند.
در همين زمينه در خور ذكر است كه در قرآن، كرارا به ذات اقدس الهى صفاتى چون مكر و كيد و خدعه و نسيان نسبت داده شده است. در حالى كه مسلماً ساحت الهى از ارتكاب اين گونه امور (به مفهوم و شكل رايج آنها در ميان انسان ها) منزه است. با اين وصف در قرآن به ذات اقدس الهى صفت مكر و كيد و خدعه و نسيان نسبت داده شده است :

1 . «يكيدون كيدا و اكيد كيدا» (طارق / 15-16)
2 . «و مكروا مكرا و مكرنا مكرا» (نمل / 50)
3 . «ان المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم» (نساء / 142)
4 . «نسوا الله فنسيهم» (توبه / 67)

به هر روى ، محققين شيعه درباره استعمال لفظ بداء، با توجه به امتناع دگرگونى در علم خدا تحقيقات بلندى دارند كه مجال ذكر آنها در اين مختصر نيست و ما طالبان تفصيل را به كتب ياد شده در زير ارجاع مى ‏دهيم.

منشور عقاید امامیه صفحه 235 ، استاد جعفر سبحانی




متن نظرات ، انتقادات و پیشنهادات و پرسش ها و ...