قرآن درباره مجرمان و گناهكاران جسور كه به بهانه هاى واهى از اجابت دعوت الهى سرباز مى زنند، مى فرمايد:
(كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون) چنين نيست كه آنها گمان مى كنند، بلكه كارهايشان همچون زنگارى بر دلهايشان نشسته است. (و از درك حقيقت محروم گشتهاند.)
در مورد متعددى از قرآن به آياتى برمى خوريم كه يهود را به پيروى از قرآن فرا مى خواند، در يكى از اين آيات مى خوانيم:
«به آنچه نازل كرده ام (قرآن) ايمان آوريد كه تاييد و تصديق كننده كتابى است كه شما با آن سروكار داريد (توارت) و نخستين كافر به آن نباشيد و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد و تنهادر برابر من تقوا پيشه سازيد.»
همان طور كه مى دانيم روحيه سركشى و نافرمانى از دستور هاى الهى و علاقه شديد به مال دنيا از ويژگي هاى يهود بوده (والبته بسیاری از انسان ها اعم از مسلمانان و ... :: مناجات) آياتى از قرآن بدان ها اشاره كرده است، ماهيگيرى در شنبه يكى ازمظاهر اين علاقه است: خداوند به يهود فرمان داده بود روز «شنبه» را تعطيل كنند اما گروهى از آنها كه كنار دريا مى زيستند و مشمول حكم الهى بودند، دلشان نمى آمد آن روز ازماهي هاى فراوان و چشمگير بگذرند. اتفاقا روزهاى شنبه ماهي هاى بيشترى مى آمد. آنها با ترفند و حيله گرى روز شنبه نيز ماهيگيرى مى كردند تا آنكه عذاب خدا آنها را فرا گرفت.
در همين زمينه درقرآن چنين مى خوانيم: قطعا حال كسانى (يهوديانى) كه در روزشنبه نافرمانى كردند، دانستيد. (و نيز به عذاب ما آگاه شديدكه) به آنها گفتيم: همچون بوزينگان طرد شده در آييد و آنها چنين شدند.
در آيه بعد از آن مى فرمايد: ما اين جريان را مجازات و درس عبرتى براى پيش روى آن واقعه (مابين يديها) و پشت آن (ماخلفها) قرار داديم.
آيا مى توان باور كرد: كسى ايمان به خدا داشته باشد اما بادشمنان خدا دست دوستى دهد و آنها را محرم اسرار خويش سازد؟ درقرآن مى خوانيم: آيا گمان كرده ايد به خود واگذار مى شويد وخداوند كسانى را كه جهاد كرده و غير از خدا و فرستاده او ومومنان محرم اسرارى نگرفته اند، معلوم نمى دارد؟ و خداوند بدانچه انجام مى دهيد آگاه است.
امام باقر(ع) در باره آيه فوق فرمود:
جز خدا محرم اسرارى نگيريد كه در اين صورت مومن نخواهيد بود.
همانا هر سبب و نسب (قرابت) و محرم اسرار گرفتن و بدعت وشبه هاى بريده خواهد شد مگر آن چيزى كه قرآن آن را اثبات كرده است.(تقوا)
گمان مى نماييد آيا شما بگرديد بى آزمايش رها؟ نكرده خدا تا به امروز فاش مقام شما را به سعى و تلاش ؛ كدامينتان هست مومن درست كه از غير يزدان خود دست شست نگيرد دگر دوست غير از خدا بجز مومنان و بجز مصطفى به هركارتان هست يزدان خبير بود آگه از رازهاى ضمير نور نبوت و ولايت
در قرآن مى خوانيم: او خدايى است كه خورشيد را مايه روشنايى وماه را نوربخش قرار داد; هوالذى جعل الشمس ضياء والقمر نورا.
امام باقر(ع) در باره آيه فوق چنين مى فرمايد:
خداوند زمين را به نور محمد(ص) روشن ساخت، همانگونه كه با نورخورشيد آن را روشن
گرداند. به همين جهت، محمد(ص) را به خورشيدو وصى اش على(ع) را به ماه تشبيه كرده
است.
حمله به رهبرى امت اسلامى يكى از ترفند ها و نقشه هاى اصلى دشمنان دين است
كه از همان صدر اسلام در صدر توطئه هاى آنها قرار داشته است. در همين زمينه در
قرآن مى خوانيم :
«منافقان از آن بيم دارند كه آيه اى عليه آنها نازل شود و به آنها از اسرار درونشان
خبر دهد.» (اى پيامبر به آنها) بگو: استهزا و تمسخر كنيد، خداوند آنچه را از آن
بيم داريد آشكارمى سازد.
و اگز از آنها بپرسى، (در توجيه كارشان) مى گويند: ما شوخى مى كرديم و بازى.
بگو: آيا خدا و آيات او و پيامبرش را مسخره مى كنيد؟ بگو: عذرخواهى ديگر سودى
نداريد. شما پس از ايمان آوردن كافرشديد، اگر گروهى از شما را (به خاطر توبه) ببخشيم،
گروه ديگرى را عذاب خواهيم كرد، زيرا آنها مجرمند.
امام باقر(ع) در شان نزول آيات فوق مى فرمايد:
گروهى از منافقان در جلسه اى سرى براى كشتن پيامبر اسلام(ص) نقشه كشيدند كه پس
از برگشتن از جنگ تبوك در يكى از گردنه هابهصورت ناشناس كمين كنند ؛ شتر حضرت
را رم دهند و حضرت را به قتل رسانند. خداوند پيامبرش را از اين نقشه مطلع ساخت
و حضرت نيزدستور داد گروهى از مسلمانان مراقب باشند تا آنها را متفرق كنند. هنگامى
كه پيامبر(ص) به محل مورد نظر (گردنه) رسيد ، عمار مهار شتر حضرت را در دست داشت
و حذيفه از پشت سر آن رامى راند. در اين هنگام منافقان با صورتهاى پوشيده هجوم
آوردند. پيامبر(ص) به حذيفه فرمود: به صورت مركب هاى آنها بزنند تا دور شوند
و حذيفه نيز چنين كرد. هنگامى كه پيامبر(ص) به سلامت از گردنه گذر كرد، به حذيفه
فرمود:
آنها را شناختى؟ گفت: خير، هيچ كس را نشناختم. سپس رسول خدا(ص) نام همه آنها
را برشمرد. حذيفه گفت: اكنون كه چنين است چرا گروهى را نمى فرستى آنها را به
قتل رسانند؟
فرمود: «دوست ندارم عرب بگويند هنگامى كه محمد بر يارانش پيروز شد به كشتن آنها
پرداخت.»
افرادى كه درآمد زياد نداشتند و به قول امام خمينى(ره) «ازپابرهنگان بودند» مخلص ترين ياران پيامبر اسلام(ص) شمرده مى شدند. آنها از ديار خود دل كنده، به خدا دل بسته بودند، درميدان هاى كارزار از جان مايه مى گذاشتند و وقت نداشتند تادنبال منافع شخصى و سفرهاى تجارتى بروند و براى خود كاخ بسازند. لذا خداوند منان به مسلمانان دستور داده بود تا به اين دسته از برادران خويش كمك مالى كنند.
در همين زمينه درقرآن مى خوانيم:
(انفاق شما، مخصوصا بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدادر تنگناى (اقتصادى)
قرار گرفته اند، نمى توانند مسافرت (تجارت) كنند. و نا آگاهان آنها را، از شدت
خويشتندارى، بى نيازمى پندارند، اما آنها را از چهره هايشان مى شناسى و هرگز
با اصرار از مردم چيزى نمى خواهند و هرچيز خوبى را در راه خدا انفاق كنيد، خداوند
از آن آگاه است.
امام باقر(ع) فرمود: اين آيه در باره «اصحاب صفه» نازل شده است. (كنار مسجد پيامبر «ص» روى صفه اى (سكوى بزرگى) جاى داشتند. ) و خداوند به مردم دستور داد از كمك به اين دسته ازبردران خود دريغ نورزند. آنها نيز چنين كردند.
منبع : ماهنامه کوثر ، شماره 31